تعالیم مربوط به دولت و خطّ مشی اجتماعی

حضرت بهاءاللّه در موارد متعدّد پادشاان و امرای زمان خود را مخاطب قرار دادند و الواحی خطاب به آنها نازل كردند كه مفادّ بسیاری از آنها به مواضیع امروز نیز مربوط می شود. با عنایت به جهان آن روز، ایشان متوجّه دو نوع اصلی حكومت شدند، نمونه استبدادی مطلقه كه تزار روس، سلطان تركیه عثمانی و شاه ایران مظاهر آن بودند، و نمونه دموكراتیك، كه به طور اخصّ با جمهوری جدیدی كه در ایالات متّحده آمریكا تأسیس شده بود و نیز با بریتانیا ارتباط داشت. ایشان قویاً از حكومت دموكراتیك حمایت كردند. امّا آن حضرت توصیه فرمودند كه یك پادشاه به عنوان رئیس كشور وجود داشته باشد زیرا، "شوكت سلطنت آیتی است از آیات الهی. دوست نداریم مُدُنِ عالَم از آن محروم مانَد." بدین لحاظ ایشان هدایت فرمودند كه دموكراسی و سلطنت با هم تركیب شوند (یعنی سلطنت مشروطه)
حضرت بهاءاللّه امراء و دولتهای جهان را به طور خاصّ انذار فرمودند كه در تأسیس صلح و كاهش مصارف غیرضروری تسلیحات تلاش كنند:
بین خودتان صلح را برقرار نمایید و از تعداد لشكریان بكاهید تا هزینه های شما كاهش یابد و آسودگی خیال پیدا كنید و آرامش یابید و اگر اختلافات خود را رفع كنید به سربازان زیادی نیاز نخواهید داشت، مگر آن قدر كه شهرها و كشورهای خود را نگاهبانی نمایید. از خداوند بترسید و در هیچ امری از حدّ اعتدال مگذرید و از اسراف كنندگان نباشید. ما دریافتیم كه شما هر روز بر هزینه های خود می افزایید و آن را بر رعیت تحمیل می كنید. این واقعاً بیش از تحمّل آنها است و هر آینه ظلمی عظیم است بر آنها.
صفتی كه حضرت بهاءاللّه به ویژه به نفوسی كه مصدر قدرت هستند توصیه می فرمایند، صفتِ عدالت است:
دقّت كنید مبادا به اندازه خردلی به كس ستم روا دارید، در طریق عدالت قدم بردارید، چه كه این است راه راست... بین مردم دادگری پیشه كنید و مظهر و نمونه عدل در روی زمین باشید... مبادا نسبت به كسانی كه به سوی شما هجرت كردند و پناه آوردند و در سایه شما وارد شدند بیدادگری كنید...
بدانید كه نیازمندان امانتهای خداوند هستند در میان شما، مواظب باشید كه در این امانتها خیانت نشود، بر آنها ظلم نكنید و در طریق خائنین گام برندارید...
هر آینه خداوند زمام بندگان را به دست شما سپرده است تا بین آنها به حقّ حكم كنید و حقّ مظلوم را از ظالم بگیرید و اگر به آنچه كه در كتاب خداوند به شما امر شده است عمل نكنید نام شما نزد خداوند در زمره ستمگران برده خواهد شد.
حضرت بهاءاللّه نمایندگان منتخَبِ مردم را نیز مخاطب قرار داده آنها را به حفظ عالی ترین معیارهای اخلاقی توصیه فرمودند: "ای نمایندگان مجلس در آن اقلیم و سایر كشورها، در آنچه كه به نفع عالم انسانی و بهتر شدن شرایط آن است فكر كنید و به مشورت بپردازید."
از جمله موضوعاتی كه نهایت صداقت و درستی باید در آن مراعات گردد انتصابِ و ارتقاء مسئولین امور است. این انتصابات باید متناسب با لیاقت و شایستگی نفوس باشد نه به علّت ارتباطات خانوادگی و شخصی:
معرفتِ دُوَل بر احوالِ مأمورین و اِعطاء مناصب بأندازه و مقدار. التفات باین فقره بر هر رئیس و سلطانی لازم و واجب. شاید خائن مقامِ امین را غصب ننماید و ناهِب مقرَ حارس را."
حضرت عبدالبهاء عمده مطالبِ رساله مدنیه را كه مرقوم فرمودند به شرایط لازم برای رهبران دولتها و مسئولین امور اختصاص دادند.
این مسأله كه تصمیمات در یك جامعه چگونه اتّخاذ گردد بسیار حائز اهمیت است. در حال حاضر، تصمیم گیری حقّ انحصاری و قدرت قانونی یك فرد رهبر یا گروه كوچكی است كه مصدر قدرتند. در تعالیم بهائی، به تصمیم گیری گروهی مبتنی بر مشورت اهمّیت زیادی داده شده است. بهائیان كسب و توسعه مهارت در مشورتِ مؤثّر را بخش مهمّی از پیشرفت اجتماع و جامعه می دانند. امّا جریان مشورت از نقطه نظر بهائیان در حال حاضر بسیار توسعه نیافته و در مراحل ابتدایی است.
ارتكاب جرم و اِعمال مجازات یك امر اجتماعی است كه به بسیاری از مردم ارتباط دارد. در مورد نحوه برخورد با مجرمین، حضرت عبدالبهاء می فرمایند فرد حقّ ندارد انتقام بگیرد. امّا، هیأت اجتماعیه باید اعضاء خود را در مقابل لطمات و آسیب ها حفظ نماید:
اگر نفسی به نفسی ظلم كند ستمی كند تعدّی كند و آن شخص مقابله بالمثل نماید این انتقام است و مذموم است... امّا هیأت اجتماعیه حقّ محافظه و حقّ مدافعه دارد، زیرا هیأت اجتماعیه بُغضی ندارد، عداوتی به قاتل ندارد. امّا مجرّد بجهت حفظ دیگران قاتل را حبس كند یا قصاص نماید كه دیگران محفوظ مانند، نه مقصد انتقام از اوست، مقصود قصاص است كه بآن قصاص هیأت اجتماعیه محفوظ مانَد والاّ اگر وارث مقتول عفو كند و هیأت اجتماعیه عفو نماید و از دو جهت بالعكس معامله شود نفوس ستمكار متّصل تعدّی كنند و در هر آنی قتلی واقع گردد... خیمه وجود بر ستون عدل قائم نه عفو و بقای بشر بر عدل است نه عفو.
امّا در كنار این اجرای عدل، حضرت عبدالبهاء هدایت می فرمایند كه هدف نهایی ما باید تربیت اطفال باشد تا نفسِ ارتكاب جرم در جامعه نادر شود:
ولی اصل این است كه باید نفوس را چنان تربیت نمود كه جرم واقع نگردد، زیرا می توان جمعی را چنان تربیت نمود كه از ارتكاب جرائم چنان اجتناب و استیحاش نمایند كه در نزد ایشان نفسِ جُرم، اعظم عقوبت و نهایت عذاب و قصاص باشد، لهذا جرمی واقع نگردد تا قصاص جاری شود ... هیأت اجتماعیه همواره شب و روز به ترتیب قوانین مجازات و تهیه و تدارك آلات و ادوات قصاص پردازند، زندان مهیا كنند و كُند و زنجیر تدارك نمایند و محلّ نفی و سُرگون و زجر و مشقّت گوناگون ترتیب دهند تا به این وسائط اصحاب جرم را تربیت نمایند و حال آن كه این وسائط سبب تضییع اخلاق گردد و تبدیل احوال. بلكه هیأت اجتماعیه باید شب و روز بكوشد و منتهای همّت را بگمارد كه نفوس تربیت شوند و روز به روز ترقّی كنند و در علوم و معارف توسّع یابند و كسب فضائل نمایند و تحصیل آداب كنند و از درّندگی اجتناب نمایند تا جرم واقع نشود.
+ نوشته شده توسط Spring در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت
10:1 |