جامعه بهائی
حضرت بهاءاللّه علاوه بر بیان تعالیمی جهت رفاه روحانی و سعادت معنوی فرد و خانواده، مطالب زیادی نیز در خصوص موضوعات اجتماعی مرقوم فرمودند. ایشان احكام و خطّ مشی معین سیاسی و اقتصادی تعیین نكردند؛ بلكه، برای آن كه تدابیر اجتماعی در ایجاد رفاه و پیشرفت نوع بشر و عالم انسانی موفّق باشند، اصول بنیادی را كه باید راهنمای تمام احكام و سیاستهای اجتماعی باشد شرح و توضیح دادند.
حضرت بهاءاللّه وحدت و فقدان آن را در جامعه مدرن امروز به عنوان اصلی اساسی مطرح كردند كه باید مورد توجّه و بررسی اهل عالم قرار گیرد. كسی نیست كه به این نكته اعتقاد نداشته باشد كه یكی از بزرگترین مشكلات ما طریقه تضعیف پیوستگی و اتّحاد اجتماعی، و روح اشتراك جعی در طول قرن بیستم است. روز به روز تعداد بیشتری از مردم نسبت به جامعه احساس بیگانگی می كنند. علّت این امر ممكن است فقرِ آنها، عدم اعتمادشان به كسانی كه جامعه را اداره می كنند، فقدان استعداد علمی یا فكری آنها برای پرداختن و پیچیدگی های جامعه مدرن، یا تعصّب علیه آنها به سبب رنگ، قومیت یا دین باشد. در آثار مقدّسه امر بهائی به تمام این مواضیع توجّه شده است توجّه نمایید
یك جامعه از هم گسیخته و نامتّحد جامعه ای است كه پیشرفت و ترقّی چندانی در آن، چه برای فرد و چه برای كلّ جامعه، میسّر و مقدور نباشد. قوای جامعه به علّت تفرقه ها و اختلافات به هدر می رود با سعی در حلّ مشكلاتِ ناشی از آن تلف می شود. به این ترتیب بسیاری از تعالیم در امر بهایی به این مفهوم وحدت و اتّحاد و نحوه ایجاد آن در جامعه اختصاص یافته است.

