تعالیم اقتصادی

در متون و آثار بهائی مطالبی در خصوص مواضیع اقتصادی نیز وجود دارد. یكی از راههای اصلی كه مردم، بخصوص دولتمردان، فكر می كنند كه می توانند مسائلی را كه جوامع ما امروز با آن مواجه هستند، حلّ كنند از طریق تدابیر اقتصادی است. نظریه های اقتصادی متعدّد مطرح شده امّا تجربه مسلّم این است كه كسانی كه این نظریه ها را تبلیغ می كنند و تحت حمایت قرار می دهند، وقتی كه به قدرت می رسند، موازینی كه مقرّر می دارند منافع مورد انتظار و پیش بینی شده را تأمین نمی كند. طبق تعالیم بهائی، عمده فعالیت اقتصادی در عالمِ امروز اشتباه درك شده است زیرا مبنای آنها تصوّرات نادرست است.
اوّلین تصوّر نادرست این اندیشه است كه سعادت و رضایت انسان صرفاً با افزایش ثروت فرد فرد اعضاء جامعه قابل حصول است. اقتصاددانان بر این تصوّرند كه افراد بشر به وسیله حسّ خودخواهی و آزمندی برانگیخته می شوند و بنابراین هر چه یك سیاست خاصّ اقتصادی تداركات بیشتری برای این انگیزه های اساسی ببیند، موفّق تر خواهد بود. بنابراین اكثر نظریه های اقتصادی بر این مبنی مطرح می شوند كه ثروت بیشتری برای اعضاء جامعه فراهم آورند. طبق تعالیم بهائی، این طریق برای حصول سعادت و رضایت انسان راه صحیحی نیست. افراد بشر تنها در صورتی راضی و قانع می شوند كه جنبه روحانی طبیعتِ آنها به موازات وجه عنصری این طبیعت، راضی شود و پیشرفت نماید.
دومین فرضیه نادرست این است كه حصول منافع پایدار برای یك بخش از جامعه یا نقطه ای از عالم به قیمت محرومیت سایر بخشهای جامعه یا نقاط عالم امكانپذیر است. این نیز با توجّه به تعالیم بهائی، مفهومی نادرست است. ممكن است یك خطّ مشی خاص باعث شود منافع موقّت شامل حال یك طبقه اجتماعی یا یك كشور، به قمیت محرومیت سایر طبقات یا كشورها، بشود، امّا این تنها یك دستاورد موقّت و این خطّ مشی، سیاستی كوته نظرانه است. به علّت ارتباط متقابل تمامل عالم انسانی، اگر بخشی از جامعه بشری در اثر این سیاست از تأثیرات منفی لطمه ببیند، در درازمدّت تمامی نوع بشر از عواقب زیانبار آن مصون نخواهد ماند. ما نباید خود را متعلّق به جناحها یا نژادها یا ملّتهای خاصّی از عالم انسانی تلقّی كنیم. باید كلّ عالم بشری را یك ملّت و تمامی عالم را یك كشور مشاهده نماییم. تنها سیاست اقتصادی كه مفید به حال جمیع مردم باشد در درازمدّت برای همه سودمند خواهد بود.
سومین تصوّر خطای اقتصاددانان موقع تدوین نظریه های آنها صورت می گیرد و شاید این فرضیه از همه مهم تر باشد و آن این است كه نظریه های اقتصادی مادّی گرایی عملاً و واقعاً می توانند مسائل اقتصادی را حلّ كنند. حضرت عبدالبهاء می فرمایند عمق ماهیت مسائل اقتصادی امری روحانی است و بنابراین آنها را تنها با اصلاح مسائل زیربنایی روحانی می توان حلّ كرد، مسائلی مانند بیعدالتی، فساد، تكبّر و خودخواهی. بنابراین، راه حلّ برای بیماری های اقتصادی عالم، طبق تعالیم بهائی، در استفاده از نظریه های دقیق و پیچیده اقتصادی، یا حتّی در وضع قوانین یا تدابیر سیاسی نیست. علّت بنیادی این مسائل اقتصادی، ضعف و فتور روحانی است كه بر كلّ جهان تأثیر می گذارد و به این ترتیب تنها یك راه حلّ روحانی می تواند مسائل اقتصادی را حلّ و فصل نماید:
ماهیت اساسی جمیع شرایط اقتصادی، الهی است و با عالم قلب و روح مرتبط می باشد... لهذا، بكوشید تا در قلوب ایجادِ محبّت نمایید تا دلها تابان شوند و قلبها فروزان گردند. وقتی كه این محبّت بدرخشد، در سایر قلوب نفوذ كند، همانطور كه چراغ روشن محیط خود را نورانی و منیر سازد. وقتی محبّت الهی استقرار یافت، همه چیز تحقّق می یابد. این اساس واقعی تمام اقتصاد است... مسائل اقتصادی بسیار جالب هستند؛ امّا قوّه ای كه قلب انسان را حركت می دهد، بر آن مسلّط است، و آن را هدایت و جذب می كند، محبّت اللّه است." (ترجمه)
بنابراین، پی بردن به این نكته تعجّب آور نخواهد بود كه امر بهائی از هیچ نظریه اقتصادی موجود حمایت نمی كند، و نظریه جدیدی هم نمی افزاید. یكی از مفاهیم اصلی در امر بهائی این اندیشه است كه ساختار اجتماعی عالم انسانی به طور مداوم در حال تغییر است و بنابراین هیچ نظریه اقتصادی همیشه برای تمام عالم صحیح و مناسب نخواهد بود. در عوضِ آن، در آثار مقدّسه بهائی، تعدادی از اصول مطرح می شود كه باید اساس و مبنایی برای برنامه های معین اقتصادی قرار گیرد. این اصول اقتصادی عبارتند از:
● نیاز به صلح جهانی
همانطور كه در بالا ذكر شد، در حال حاضر اقتصاد بسیاری از كشورها به علّت مخارج لازم جهت خرید مقدار زیادی تسلیحات فلج شده است. حتّی ملّتهای بسیار فقیر كه به زحمت پول كافی برای تغذیه خود دارند، بخش زیادی از درآمد ملّی خود را صرف تسلیحات می كنند. پس منادی و سرآغاز ضروری برای حلّ مسائل اقتصادی عالم تأسیس صلح جهانی و ترتیبی برای امنیت جمعی است كه تمامی كشورها را به كاهش مخارج تسلیحاتی خود قادر سازد.
● نیاز به یك اقتصاد جهانی
همانطور كه قبلاً اشاره شد، موقع برنامه ریزی اقدامات اقتصادی باید منافع و مصالح كلّ عالم انسانی را در نظر داشته باشیم، و بنابراین تمام برنامه ریزی اقتصادی باید در قالب یك دیدگاه جهان شمول انجام شود. وقتی هر یك از اقدامات برنامه ریزی می شود، این سؤال باید مطرح گردد: "آیا این اقدام در جهت حفظ منافع كامل تمام عالم انسانی است؟" در این صورت، منابع كره زمین در جهت مصالح همه، نه منافع معدودی از مردم، توسعه خواهد یافت. بخشی از توسعه اقتصادی جهانی نیاز به حركت به سوی یك پول جهانی، یك سیستم جهانی اوزان و مقادیر، و مقرّرات تجاری بین المللی است.
● نیاز به عدالت در سیستم اقتصادی
یكی از ویژگی های روحانی كه باید بر تمام امور عامّه مردم حاكم باشد عدالتاست. بر مبنای اصطلاحات اقتصادی این بدان معنی است كه بخشی از جامعه نباید قادر به حفظ كنترل بر جمیع وسایل تولید و توزیع در جامعه باشد، چه كه به این ترتیب خفقانی اقتصادی را بر آن جامعه مستولی می كند به طوری كه این گروه خواصّ بسیار ثروتمند می شوند در حالی كه دیگران محكوم به تحمّل فقر هستند. این عدم تعادل و بی عدالتی هم در داخل كشورها و هم بین كشورها وجود دارد. برخی از كشورها از ثروت عظیمی برخوردارند و منابع سرشار انرژی و موادّ را هدر می دهند؛ این كشورها سیاستی دارند كه به صورت ابزاری در بسیار فقی رنگه داشتن سایر كشور استفاده می كنند، تا به آن درجه كه برخی از آنها حتّی آنقدر درآمد ندارند كه مردم خود را سیر كنند. بخشی از مسأله ناشی از شرایط ناعادلانه تجاربی بین كشورهای ثروتمند و ممالك فقیر است، و این باید در سطح جهانی مورد بررسی و ملاحظه قرار گیرد. بخش دیگر مسأله مصرف گرایی و رقابت افراطی كشورهای ثروتمند است كه به اتلاف عظیم منابع و مصرف سرسام آور منجر می شود. در سطح فردی، تعالیم بهائی پیشنهاد می كند كه با اقداماتی چون مالیات تصاعدی بر درآمد، ثروت و فقر بیش از حدّ در جامعه از بین برده شود. توجّه به این نكته مهمّ است كه امر بهائی ادّعا نمی كند كه ما، آنچنان كه برخی اعتقادات سوسیالیستی تبلیغ می كنند، یا می توانیم یا باید سعی كنیم از لحاظ ثروت، تساوی كامل بین تمام مردم برقرار كنیم یا توزیع ثروت را به اجبار تجدید نماییم. این تصوّر كه وصول به چنین حالتی امكان پذیر باشد، وهمِ صِرف است. افراد بشر از لحاظ هوش و توانایی متفاوت هستند و هرگز نمی توان به تساوی كامل ثروت دست یافت. بعلاوه، طبق احكام بهائی، هر كسی استحقاق دارد كه دارای مِلك باشد و آنچه را كه در مالكیتِ خود دارد به هر كسی كه بخواهد منتقل نماید. آنچه كه بهائیان از آن حمایت می كنند این است كه افراط در ثروت و فقر باید از میان برداشته شود.
● اخلاقیات شغلی جدید
حضرت بهاءاللّه می فرمایند در این عصر برای عالَم امكان پذیر و لازم است كه امورش را به طریقی تنظیم كند كه تمام مردم از تحصیلات برخوردار شوند و تعلیم لازم را ببینند به طوری كه بتوانند كار كنند و معاش خود را تأمین نمایند. همچنین وظیفه هر فرد است كه كاری مفید به حال جامعه انجام دهد. حضرت بهاءاللّه حتّی اخلاقیات شغلی جدید نیز ارائه می كنند. ایشان می فرمایند كاری كه با توجّه به وجدان و با روحیه خدمت به عالم انسانی انجام شود، معادل عبادت خداوند است.
● اهمّیت همكاری و تعاون
در حال حاضر بیشترِ صحنه اقتصادی تحت تسلّط رقابت و منازعه است. اگر چه رقابت تا حدّی مفید است، امّا امروزه در قسمت های زیادی از دنیا، به مرحله ای رسیده كه مضرّ و توأم با اسراف شده است. باید به نحو فزاینده ای بر تعاون و همكاری در جامعه تأكید شود. امّا در صورتی می توان به آن دست یافت كه افراد از خودمحوری دست بردارند و در عوضِ آن به آنچه كه برای كلّ جامعه مفید است توجّه نمایند. حضرت عبدالبهاء به ویژه می فرمایند كه در صنعت، ما باید از وضعیت فعلی كه اختلاف بین كارگران و صاحبان سرمایه است فاصله بگیریم، زیرا به اعتصاب و اسرافكاری منتهی می شود. ایشان می فرمایند كه صاحبان كارخانجات باید كارگران را در مقداری از سود كارخانه سهیم كنند تا كارگران علاوه بر دستمزد، از سود شركت نیز بهره مند شوند. این كار باعث می شود كه اختلاف منافع بین كارگران و صاحبان كارخانه ها رفع شود و هر دو طرف را به همكاری و تعاون تشویق نماید.
● اهمّیت تقسیم كردن اختیاری اموال (مواسات)
حضرت بهاءاللّه برای فضیلت و مزیت مواسات اهمّیت زیادی قائل می شوند. وقتی كه ثروتمندان متوجّه شوند ثروت آنها مانع پیشرفت روحانی آنها است و آن را به اختیار خود با فقرا تقسیم كنند، این علامت روحانیت یافتن جامعه است.

