علم، فنّ و محیط زیست

جهان بینی بهائی برای علوم و فنون جایگاهی والا قائل است. ذهن انسان و توانائی استدلال آن یكی از بارزترین نشانه های نوع بشر است، و علم، كه یكی از ثمره های آن می باشد، به عنوان یك موهبت الهی تلقّی می گردد. بخصوص، اختلافی كه بین علم و دین در مورد مفاهیمی چون تكامل ایجاد شده است، خطا محسوب می گردد. دین و علم باید به عنوان جنبه های مكمّل هم در ترقّی و پیشرفت بشر مشاهده گردند. حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
دین، انسان را بالی است و علم، بال دیگر. انسان به دو بال پرواز می كند، به بالِ واحد پرواز نتواند. اگر انسان سعی كند تنها با بال دین پرواز كند طولی نمی كشد كه در لجنزار اوهام سقوط می كند و چنانچه تنها با بالِ علم پرواز خواهد، پیشرفتی حاصل نخواهد شد، بلكه در باتلاق یأس آور مادّه گرایی هبوط نماید."
نوع بشر، با استفاده از ابزار علم و تكنولوژی، توانسته بر طبیعت تسلّط یابد. امّا بدون دین، این استیلا و برتری می تواند مصیبت بار باشد؛ علم و تكنولوژی ممكن است به ابزار جنگ و خونریزی تبدیل شوند و محیط زیست را نیز آلوده نمایند. حضرت بهاءاللّه در خصوص خطرات افراط در تمدّن هشدار داده اند:
تمدّن، كه دانشمندان آن را مظهر صنایع و علوم می خوانند، اگر از حدّ اعتدال تجاوز كند، موجب رنج و سختی و بلا برای بشر خواهد شد. خداوند آگاه اینگونه شما را آگاهی می بخشد. این مدنیت اگر طریق افراط را بپیماید البتّه منشأ فساد خواهد بود همانطور كه اگر در مسیر اعتدال پیش برود مبدأ اصلاح خواهد شد. ای مردم، در آ،چه كه گفته شد بیندیشید و خود را سرگردان و حیران مَسازید. طولی نخواهد كشید كه شهرها در آتشِ آن خواهند سوخت و تباه خواهند گشت."
سوء استفاده خودخواهانه نوع بشر از طبیعت منجر به وضعیتی شده است كه بلاهای زیست محیطی به طُرُق مختلف بسیاری او را تهدید می كند. عالم انسانی باید بیاموزد كه بر این خودخواهی غلبه نماید و نگرشی متواضعانه تر نسبت به كره زمین و آنچه كه در آن است در پیش گیرد.
انسان بصیر هر هنگام بر ارض مشی می نماید خود را خجل مشاهده می كند چه كه بیقینِ مبین می داند كه علّت نعمت و ثروت و عزّت و علوّ و سموّ و اقتدار او، باِذنِ اللّه، ارضی است كه تحت جمیعِ أقدامِ عالم است و نفسی كه باین مقام آگاه شد البتّه از نخوت و كبر و غرور مقدّس و مبرّاست.(حضرت بهاءاللّه(
شكّی نیست كه تفكّر در مورد طبیعت می تواند راهی برای اندیشیدن به خداوند باشد. مضمون بیان حضرت عبدالبهاء در این خصوص چنین است:
امّا هنگامی كه به حقیقت اشیاء و هویت مخلوقات نگاه می كنی، آثار رحمت پروردگار را تمام اشیاء و تابش انوار اسماء و صفات او را در عالم وجود ظاهر و آشكار مشاهده می كنی... موقعی كه به عالم آفرینش، حتّی ذرّات آن نظر می افكنی، متوجّه می شوی كه شعاع آفتاب حقیقت بر تمام اشیاء می تابد و در درون آنها می درخشد و از انوار و اسرار و تابش شعاع آن داستانها می گوید. به درختان نگاه كن، میوه ها و گلها ببین، حتّی به سنگها نظر افكن. آیا انوار خورشید را نمی بینی كه بر آنها می تابد، در آنها ظاهر و آشكار است و از خورشید خبر می دهد؟
از این تفكّر و تأمّل در طبیعت، ما به ارتباط متقابل تمام اشیاء و لزوم مراقبت از محیط زیست پی می بریم. به بیان حضرت ولی امراللّه:
ما نمی توانیم قلب انسان را از محیط زیست خارج از وجودمان جدا سازیم و بگوییم وقتی یكی از اینها اصلاح شد كلّ اشیاء اصلاح خواهند شد. انسان جزئی جدائی ناپذیر از این جهان است. حیات باطنی او به محیط زیست شكل می دهد و خود او عمیقاً تحت تأثیر آن است. هر یك از آنها بر دیگری تأثیر می گذارد و هر تغییر دائم و پایدار در زندگی انسان نتیجه این فعل و انفعال متقابل است. (ترجمه)

